کاربردی سازی علوم انسانی از منظر استاد ملکیان

کاربردی سازی علوم انسانی از منظر استاد ملکیان[1]

بخش اول: علوم انسانی

درباره کاربردی سازی علوم انسانی باید توجه داشت که در ابتدا نیاز است تا درباره علوم انسانی تفکیکی صورت گیرد. در نگاه نخست می توان هفت تقسیم بندی در علوم انسانی ارائه کرد که این تقسیم بندی به واسطه تفاوت در روش متعدد شده اند، و هنگامی که بحث از کاربردی سازی علوم انسانی مطرح می شود، با توجه به تفکیک این علوم بر اساس روش، کاربردی سازی در آن نیز متفاوت خواهد شد.

این تفکیک عبارت است از:

  • برخی از شاخه های فلسفه؛ قطعا تمامی فلسفه نمی تواند به طور کامل به عنوان علوم انسانی تلقی شود. بخشهایی از فلسفه که درباره انسان سخن می گویند و انسان را مورد مطالعه قرار می دهند می توانند در زمره علوم انسانی قرار گیرند. از جمله آنها می توان به معرفت شناسی، فلسفه زبان، فلسفه ذهن، فلسفه کنش و فلسفه اخلاق اشاره کرد.
  • علوم انسانی تجربی مانند روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و … .
  • فنون انسانی مانند اخلاق، تعلیم و تربیت، حقوق و مدیریت.
  • تاریخ
  • عرفان. بخشی از عرفان نظری و تمامی بخشهای عرفان عملی را می توان علوم انسانی دانست.
  • علوم دینی و مذهبی مانند فقه، الهیات، اخلاق دینی و … .
  • ادبیات جهان مانند شعر و رمان.

حال وقتی سخن از کاربردی سازی علوم انسانی به میان می آید، اولین پرسشی که مطرح می شود این است که منظور کدام بخش از علوم انسانی است. هر بخشی از موارد یاد شده بالا، بر اساس روش متفاوت شده است و قطعا هنگامی که قرار است کاربردی شود، باید به روش آن توجه ویژه داشت. روش یک علم عقلی است و روش علم دیگر نقلی و یا عرفانی. بنابراین نمی توان برای تمامی عرصه های علوم انسانی روش یکسانی در نظر گرفت

https://instagram.com/_u/andyshkadeh

[1] – این متن، حاصل مصاحبه ای کوتاه با استاد ملکیان است که توسط دکتر احمد پورقاسم دوباره نویسی شده است