دلایل کند بودن فرایند کاربردی سازی علوم انسانی و یا کاربردی نشدن این علوم چیست؟

برای پاسخ به این سوال خوب است در ابتدا دلایل احتمالی این امر را فهرست کنیم و سپس به بررسی هر کدام به صورت مجزا بپردازیم. عمده دلایلی که می توان در پاسخ به این سوال فهرست کرد از این قرار است

الف: اقبال و ثبت نام دانشجویان در رشته های علوم انسانی زیاد نبوده است که بتوان به کاربردی سازی فکر کرد.

ب: میزان اشتغال به کار در رشته های علوم انسانی کم بوده است بنابراین نمی توان به کاربردی سازی آن فکر کرد

ج:. زیرساختهای کشور برای کاربردی سازی علوم انسانی مناسب نبوده است.

د: مسائل مبتلابه ایران در حوزه های علوم انسانی در طول سال های متمادی بیشتر شده اند اما علوم انسانی این قابلیت را نداشته است تا از تعداد آن ها بکاهد.

در پاسخ به احتمال های بالا باید مقدماتی را ذکر کرد

مقدمه اول: در تحلیل اولیه می توان اینگونه گفت که تعداد پذیرش دانشجو در یک رشته، در میزان کاربردی بودن آن رشته تاثیری ندارد. در بهترین حالت شاید بتوان اینگونه گفت که تعداد دانش آموخته هایی که در علوم انسانی از تحصیلات خود را به پایان می رسانند و به مرحله استادی می رسند، به تعدادی نیست که بتوان ادعا کرد با این تعداد استاد می توان علوم انسانی را در ایران کاربردی کرد. برای بررسی بهتر این احتمال ها لازم است به آمار و ارقامی که طی این ده سال در رابطه با جذب دانشجویان در علوم انسانی ارائه شده است توجه کنیم:

طبق آمار رسمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، در سال 85-84 ، 51 درصد دانشجویان کشور، رشته های علوم انسانی را برای تحصیل خود انتخاب کرده اند این درحالی است که 10 سال بعد، یعنی در سال 95-94 این تعداد به 52 درصد افزایش داشته است که با احتساب این درصد، شاهد آن هستیم که بیش از نیمی از دانشجویان کشور طی ده سال گذشته تمایل داشته اند در علوم انسانی تحصیل نمایند و طبیعتا بسیاری از این دانشجویان تحصیلات خود را تمام کرده اند.به آمار های زیر توجه فرمایید:

آمار پذیرش دانشجو در سال تحصیلی 85-84

آمار پذیرش دانشجو در سال تحصیلی 95-94

بر اساس آنچه در دو آمار بالا مشاهده می شود، کاملا مشخص است که تعداد پذیرفته شدگان علوم انسانی نسبت به علوم دیگر، بصورت قابل توجهی بیشتر است بنابراین، کاربردی سازی علوم انسانی دست کم به معنای کارآفرینی برای دانش آموختگان خود، با توجه به تعداد تحصیل کرده های آن باید بسیار بیشتر از علوم دیگر باشد اما آیا به واقع این گونه است؟

نرخ بیکاری در علوم انسانی بین 15 تا 18 درصد پذیرفته شدگان کنکور در سال های اخیر است. البته این درصد، بدون احتساب رشته های هنر با 27 درصد نرخ بیکاری در این رشته، حقوق با 28 درصد، علوم رفتاری با19.7 درصد، علوم تربیتی 8 درصد و روزنامه نگاری 88 درصد نرخ بیکاری است. نکته حائز اهمیت این است که درصد بالایی از افرادی که در علوم انسانی نمی توانند شغلی پیدا کنند، به زنان اختصاص دارد. حال، اگرچه طبق آمار و ارقام منتشر شده در سایت های خبری، علوم مهندسی نرخ بیکاری بیشتری را به خود اختصاص داده اند اما با در نظر گرفتن این واقعیت که تعداد دانش جویان علوم مهندسی در برابر تعداد دانشجویان جذب شده در علوم انسانی، بسیار پایین تر است می توان چنین نتیجه گرفت که میزان جذب بالاتر در حوزه های متعدد علوم انسانی این انتظار را بوجود می آورد که تعداد اشتغال بیشتری در آن حوزه ها وجود داشته باشد اما اینگونه نیست!

احتمال دیگر در پاسخ به سوال بالا این است که زیرساخت های کشور برای کاربردی سازی علوم انسانی مناسب نبوده است. با فرض درست بودن این احتمال، لازم است متولیان علوم انسانی در ایران توضیح دهند که چه کسانی باید زیرساخت های لازم جهت رشد علوم انسانی و کاربردی سازی آن را ایجاد می کرده اند؟ قطعا پاسخ نمی تواند چیزی جز اساتید علوم انسانی در ایران باشند.

در پاسخ به احتمال آخر نیز باید گفت که به واقع مسائل ایران در سال های جاری نسبت به سال های گذشته در حوزه های علوم انسانی بسیار بیشتر شده اند. طبق نظر موسسه آینده بان، مسائل مبتلابه علوم انسانی در ایران که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به علوم انسانی مرتبط شده اند، بیش از 50 مساله است در حالیکه هر سال به تعداد این مسائل افزوده می شود و مسائل قبلی نیز سرانجامی نمی یابند. به طور مثال، طبق بررسی های این موسسه، تعداد مهمترین مسائل ایران در حوزه های مختلف در سال 93، 35 مساله بوده است در حالیکه تعداد این مسائل در سال بعد به بیش از صد مساله می رسد و بسیاری از این مسائل در بررسی هر دو سال در حوزه های علوم انسانی ثابت است و همچنان لاینحل باقی مانده است. از جمله آن می توان به معضلات فرهنگی و اجتماعی  اشاره کرد که هر سال در حوزه های متعدد افزایش یافته است.

پاسخ دقیق تر به سوال دوم

از مجموع تحلیل های ذکر شده، مهمترین دلیل بر کند بودن روند کاربردی سازی علوم انسانی را می توان در دو موضوع مشاهده کرد. الف، اشتغال جوانان و دانش آموختگان علوم انسانی و ب: مسائل مبتلابه در حوزه های علوم انسانی که هر سال رو به فزونی گذاشته اند. از این رو، ضمن تقدیر از تلاش های صورت گرفته در ایران، باید گروه ها و نهادهایی که بر کاربردی سازی علوم انسانی متمرکز شده اند بیش از پیش فعال شده تا امکان حل مسائل جامعه ایرانی به مدد علوم انسانی میسر شود.

نویسنده: دکتر احمد پورقاسم